رودينرودين، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره

رودين مانند رود پاك و زلال

رودين و دوستانش

  سلام سلام كوچولوهايي كه در عكس مشاهده مي كنيد كيانا و آريانا هستند رودين خيلي خوب با آنها ارتباط برقرار مي كنه مخصوصا آريانا كوچولو   ...
30 ارديبهشت 1392

علاقه رودين به موسيقي سنتي

سلام     رودين از زماني كه نوزاد بود علاقه عجيبي به موسيقي سنتي و آذري داشت مخصوصاً الان كه سي دي گروه موسيقي رستاك رو مدام نگاه مي كنه و دوست داره عين خود اون گروه اجرا كنه مثلاً تنبك مي خواد فلوت مي خواد سنتور مي خواد براش تنبك و فلوت رو تهيه كرديم  و زماني كه سي رو ميزاره و  مي خواد نگاه كنه و گوش كنه خودش هم همزمان با اونا شروع به نوازندگي ميكنه. اميدوارم در آينده هر چي به صلاحش هست و خودش هم علاقه داره بهش برسه. يكي يدونه ي مامان عكساشو براتون ميزارم
10 فروردين 1392

تولد 2 سالگي

براي رودين قشنگم تولد 2 سالگيشو تو تركيه بوديم و اونجا جشن گرفتيم اما وقتي برگشتيم مامان پروين يك تولد كوچولو گرفته بود كه همه دايي ها و خاله ها جمع بوديم. اين عكس رودين تو فرودگاه امام خميني بود قبل از رفتن به تركيه   ...
10 فروردين 1392

رودين درگير كار شده

بعضي از موقع ها همچين ميره تو حس با تلفن صحبت مي كنه و با خودكار و كاغذي كه جلوش هست در گير مي شه هيچكي ندونه فكر مي كنن چه بيزينس مني هست نگاش كن       ...
10 فروردين 1392

تاخير

با سلام مي دونم خيلي وقته كه تو وبلاگت چيزي ننوشتم ولي دليل بر اين نيست كه به فكرت نيستم كوچولوي من من بعد حتماً سعي مي كنم زود زود برات مطلب بزارم جگر گوشه ام الان تو 3 سال هستي به اميد خدا داري يواش يواش بزرگ ميشي شيطون هستي ، بازيگوش هستي و از همه مهمتر باهوش دوست دارم دوست دارم دوست دارم ...
6 آبان 1391

رفتن به پارك

سلام سلام صد تا سلام رودين چند روزي بود كه بي تاب بود به خاطر اينكه باباش رفته بود مسافرت همش بهونه مي گرفت كه تصميم گرفتم ببرمش پارك تا حواسش پرت شه از زماني كه وارد پارك شد شروع كرد به دويدن و دنبال بچه ها سوار سرسره و تاپ هم شد. كلي به بچم خوش گذشت چند تا از عكسشو گذاشتم . دوستت داريم دنياي مامان و بابا           ...
20 اسفند 1390

شكلات مامان

سلام رودين عزيزم تنها چيزي كه مي خوام بدوني اينه كه من عاشقتم تو اين عكس لباستو تازه خريده بودم كه تنت كردم و سريع رفتي جلو آينه اون دستاي توپولتو رو شكمت گذاشتي خودتو ديدي كلي ذوق مي كردي دوستت ميدارم   ...
10 اسفند 1390

18 ماهگي رودين

سلام پسر عزيزم يك هفته از 18 ماهگي شما مي گذره واكسن داشتي خيلي تب كردي اما خدا رو شكر حالت خوب شد فقط مي خوام اينو بدوني كه همه ي زندگي مني دوست دارم الان تو سني كه هستي خيلي شيطوني اما شيطونيات خيلي قشنگه ،لوس كردنت ، ناز كردنت ‌، قهر كردنت  رقصيدنت همه چيزت قشنگه گل گلم در ضمن روابط اجتماعيت خيلي خوبه خدا كنه بزرگ هم شدي اينطوري باشه عزيزم.   عاشقتم ...
24 بهمن 1390